أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
214
آثار الباقيه ( فارسى )
چيزى باقى نماند و علت اين كار اين است كه كبيسه به اول تاريخ متقدم اسب و زياد هم مشتبه نمىشود چه در آخر سال جاى دارد و اول توت همواره با روز بيست و نهم از آب سريانى متفق مىگردد . در تاريخ انطينس بايد ساليان تام آن را چنان كه در تاريخ اغسطس گذشت بدست آورد و باقى را بر چهار تقسيم نماييم و از چهار قسمت حصه هر ماهى را ملاحظه كنيم و از توت شروع مىكنيم و در سال كبيسه براى ابو غمنا شش روز القا مىكنيم و كبيسه را اينطور بايد شناخت كه از ارباع ربع يك روز باقى بماند . در تاريخ دقلطيانوس چنان كه در تاريخ اغسطس و غيره نموديم با ايام محصله آن مىنماييم تا آنكه ساليان تامه بدست آيد و ارباع آن بايام صحاح عود يابد و بشهور حصههايى را كه سزاوار است تقسيم مىكنيم و از ينواريوس كه كانون آخر باشد ابتدا مىنماييم و اگر سال كبيسه باشد براى فبراريوس كه شباط است بيست و نه روز القا مىكنيم و در غير آن بيست و هشت روز و كبيسه را بايد اينطور شناخت كه از ارباع دو ربع باقى بماند چنان كه در تاريخ اسكندر بود . اما تواريخ عرب و ماههاى ايشان و موقع نسئى در آنها و ترتيبى كه به نسئى در جاهليت داده بودند امرى است كه مجهول مانده زيرا تازيان امى و بيسواد بودند و در تخليد آثار جز به حفظ و اشعارى كه گفته شده بر چيز ديگر تكيه نداشتند و چون اشخاصى كه نسئى را به كار مىبستند منقرض شدند نام آن منقطع شد و راهى براى دانستن اين حقيقت در پيش نيست . اما اگر بخواهيم تاريخ هجرت در اسلام را بدست آوريم ايام محصله آن را بر سال قمرى وسطى كه سيصد و پنجاه و چهار روز و خمس و سدس است تقسيم مىكنيم بدينطريق كه در سى ضرب مىنماييم چونكه عدد سى كمترين عددى است كه داراى خمس و سدس است و مجموع را بر ده هزار و ششصد و سى يك تقسيم مىكنيم كه مضروب سيصد و پنجاه و چهار است در سى باضافه يازدهاى كه مجموع خمس و سدس آن است پس آنچه بدست آيد سالهاى تام قمرى است و آنچه باقى